The Throne - عرش



عرش

سخن در آفرینش کردم آغاز
درون پرده این سان می‌زنم ساز
یکی در وادی حکمت بپویم
به قدر عقل خود رمزی بگویم
چنین فرمود استاد سخن گوی
کاربر بود او به چوگان خرد گوی
که پیش از آفرینش قادر پاک
که عرش را آفرید و چرخ و افلاک

عرش در لغت معانی متعددی دارد از جمله

سقف
چیزی که دارای سقف باشد
تخت‌های بلند
تخت سلاطین
ولی هنگامی که در مورد خداوند به کار می‌رود و گفته می‌شود «عرش خدا» منظور از آن مجموعه جهان هستی است که در حقیقت تخت حکومت پروردگار محسوب می‌گردد.

همچنین به محل فرشته‌های مقرب و جای تقرب خداوند نیز عرش خدا گویند. گویند چون بیچاره‌ای از دست ظلم آهی کشد یا بچه یتیم از ستم و آزار کسی گریه کند عرش خدا به لرزه در آید

در قرآن

در قرآن با توجه به موارد استعمالش در معانی مختلفی اطلاق شده که تمامی آن‌ها در یک نقطه مشترکند و آن اینکه "عرش کنایه از عظمت خداوند و مخلوقات اوست." در آیه مورد بحث «استوا» بر عرش کنایه از استیلاء خداوند، حکومت، مالکیت و تدبیر او بر نظام هستی است. چنان‌که در اطلاقات معمولی نیز گاهی کلمه " بر تخت نشستن " کنایه از تسلط و استیلای پادشاه بر کشورش به کار می‌رود. مثلاً می‌گوییم "آن پادشاه در فلان تاریخ بر تخت سلطنت نشست " در حالی که ممکن است آن روز پادشاه اصلاً روی هیچ تختی ننشسته باشد. یا وقتی می‌گوییم "در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ محمدرضاشاه پهلوی از تخت سلطنت به زیر کشیده شد" یعنی در آن روز حکومت او پایان پذیرفت. در آیات قرآن نیز چنین است مثلاً در آیه "ثم استوی علی العرش " یعنی خداوند (پس از پایان یافتن خلقت جهان) زمام رهبری مخلوقات را به دست گرفت. برای عرش معانی دیگری نیز ذکر شده از جمله: ۱ علم بی پایان پروردگار ۲ مالکیت و حاکمیت خداوند ۳ هر یک از صفات کمالیه و جلالیه الهی ۴ قلب پیامبران، اوصیا و مؤمنان ۵ علمی که خداوند به پیامبران اعطا کرده‌

است

عَرش یا جایگاه الهی، مفهومی قرآنی است که بنابر اعتقاد شیعه مقصود از آن، علم، تدبیر یا حاکمیت الهی است. ظاهرگرایان عرش را مکان نشستن خداوند می‌دانند. اشاعره معتقدند باید به عرش ایمان داشت اما درباره معنای آن سکوت کرد. عرش در ادیان دیگر به معنای آسمان و تخت الهی آمده است.

مفهوم شناسی لغوی و قرآنی

عرش در لغت به معنای «تخت پادشاه» یا «چیزی که دارای سقف باشد» است. واژه عرش، بیش از سی بار در قرآن تکرار شده است. آیه ۱۲۹ سوره توبه به عظمت عرش الهی اشاره می‌کند. در چندین آیه، إستوای خدا بر عرش مطرح شده و در آیاتی دیگر، از فرشتگانی یاد شده که در اطراف عرش، مشغول تسبیح گفتن بوده یا از حاملان عرش هستند. در آیه ۷ سوره هود نیز آمده است که عرش الهی بر روی آب قرار دارد.

از دید برخی گروه‌های اهل سنت مانند اشاعره و اهل حدیث، به مفاهیمی مانند عرش و کرسی تنها باید ایمان آورد و از تفکر درباره آن پرهیز کرد. خداوند بر عرش قرار دارد؛ ولی چگونگی آن برای ما مشخص نیست. مالک بن انس درباره معنی نشستن خداوند بر عرش می‌گوید: معنای نشستن مشخص است؛ اما چگونگی آن قابل فهم نیست و سؤال پرسیدن درباره آن بدعت و ایمان آوردن به آن واجب است.

کسانی که معتقد به مادی و مکانی بودن عرش هستند، به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ ظاهرگرایان و حشویه معتقدند: عرش الهی، مکانی بسیار بزرگ است که خداوند بر آن نشسته و جهان را اداره می‌کند. همچنین آنان می‌گویند عرش به اندازه چهار انگشت از چهار طرف گسترده است و در زير خداوند، صدايى مانند رحل آهن مى‌دهد. در روز قیامت نیز خداوند بر آن می‌نشیند و فرشتگان آن را حمل می‌کنند به گونه‌ای که همه آن را مشاهده می‌کنند.

عده‌ای از فلاسفه مسلمان نیز با استناد به «هیئت بطلمیوسی»، عرش الهی را «فلک‌الافلاک» که همان فلک نهم در نظام فلسفی است می‌دانستد. برخی از جسم‌گرایان معتقدند عرش و کرسی دو جسم وسیع و بزرگ کیهانی‌اند و عده اندکی نیز گفته‌اند عرش و کرسی همان سیاره «زحل» و «مشتری» هستند.

معتزله و گروهی از مفسران شیعه معتقدند؛ چیزی به نام عرش در خارج وجود ندارد و عرش الهی کنایه از امور دیگری است؛ اما در اینکه کنایه از چیست دیدگاه‌های بسیاری وجود دارد. گروهی معتقدند: عرش سراسر جهان هستی است و نشستن خداوند بر آن، کنایه از تدبیر الهی بر تمام امور است. عده‌ای دیگر می‌گویند: کرسی کنایه از دنیای مادی و عرش کنایه از جهان مافوق ماده است. شیخ صدوق عرش را به علم بی‌پایان پرودگار تفسیر کرده است. برخی دیگر نیز آن را کنایه از فرمانروایی، حاکمیت و مالکیت خداوند می‌دانند

علامه طباطبایی معتقد است عرش مرحله تکامل یافته‌ای از عوالم وجود بوده و مرکز فرماندهی جهان و محل صدور دستورات الهی بوده و نشستن خداوند بر عرش نیز کنایه از تدبیر جهان و علم او به تمام امور است

در ادیان دیگر نیز عرش الهی مطرح شده است؛ گاهی آسمان را عرش پروردگار دانسته و ذکر شده که به آسمان قسم نخورید، زیرا آسمان همان عرش خداست. گاهی از آن به تختی یاد شده که چرخ‌هایی دارد و خداوند بر آن نشسته و عرش و چرخ‌های آن نیز از آتش ملتهب شده‌اند. در کتاب پادشاهان از تورات نیز از فرشتگانی یاد شده که در سمت راست و چپ بر سریر(عرش) الهی نشسته‌اند. همچنین ملائکه سرافین نیز در اطراف تخت پروردگار به تسبیح پروردگار مشغول هستند.

عَرش الرحمن (به عربی: عرش الرحمن) محل حکومت الله واحد در ادیان ابراهیمی است. این عرش در بالای هفت آسمان قرار دارد و در دین‌های یهودیت "اربوث" و اسلام "العرش" نامیده می‌شود. در اسلام برای عرش معنایی غیر از یک محل ارائه شده‌است. علامه طباطبایی معتقد است عرش مرحله تکامل یافته‌ای از عوالم وجود بوده و مرکز فرماندهی جهان و محل صدور احکام دینی بوده و نشستن خداوند بر عرش نیز کنایه از تدبیر جهان و علم او به تمام امور است

پیامبران یهودی مانند میکایا، اشعیا، حزقیال و دانیال همه در مورد عرش الهی صحبت کردند. در بعضی اشارات عرش خداوند به صورت دادگاه الهی بیان شده‌است. در رؤیای حزقیال نبی او عرش خداوند را می‌بیند که توسط چهار موجود حمل می‌شود. این چهار موجود هر یک دارای چهار چهره هستند که یکی به صورت انسان، یکی به صورت شیر، یکی به صورت گاو و یکی به صورت عقاب است. (حزقیال ۱۰:۱۴). هر فرشته حیوط چهار بال دارد. در زیر پاهای این حیوط فرشتگان دیگر هستند که مانند چرخ می‌باشند. این فرشتگان اوفانی‌ها نامیده می‌شوند.

من به نگاه کردن ادامه دادم تا عرشها آماده شد و قدیمی روزها (خداوند) عرش خود را اشغال کرد لباس او مانند برف سفید بود و موی سر او مانند ابریشم خالص. عرش او با آتش احاطه شده بود و چرخهایش آتش سوزان بودند. - دانیال ۷:۹

مسیحیت



مکاشفه یوحنا

در مکاشفه یوحنا اشاره شده‌است که هفت روح از جانب خداوند عرش او را احاطه می‌کنند و یوحنا از خدا می‌خواهد که هفت کلیسای آسیا را به وسیله روح خود آمرزش کند. یوحنا اشاره می‌کند که در مقابل عرش دریایی از جنس شیشه و مانند کریستال قرار دارد و عرش خداوند به وسیله یک شیر، یک گاو، یک انسان و یک عقاب احاطه شده‌است که هریک دارای شش بال هستند و در حال فریاد زدن

مقدس مقدس مقدس است خداوند قدرتمند که بود، هست و خواهد بود

او اشاره می‌کند که از عرش نور و صاعقه و صداهای زیادی ساطع می‌شود

در قرآن و روایات




در قرآن نیز به عرش خداوند ۲۵ مرتبه اشاره شده‌است. در قرآن نیز مانند عهد قدیم و عهد جدید عرش خداوند توسط فرشتگانی احاطه شده‌است که او را تسبیح می‌گویند.

کسانی که عرش [خدا] را حمل می‌کنند و آن‌ها که پیرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای کسانی که گرویده‌اند طلب آمرزش می‌کنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد کسانی را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آن‌ها را از عذاب آتش نگاه دار - قرآن ۴۰:۷

و فرشتگان را می‌بینی که پیرامون عرش به ستایش پروردگار خود تسبیح می‌گویند و میانشان به حق داوری می‌گردد و گفته می‌شود سپاس ویژه پروردگار جهانیان است. قرآن ۳۹:۷۵

عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى. (به فارسی : نزد سدرة المنتهی.) قرآن ۵۳:۱۴


در باره «سدرة المنتهی» هر چند در قرآن مجید توضیحی نیامده، ولی در اخبار و روایات اسلامی توصیفهای گوناگونی پیرامون آن آمده است این تعبیرات نشان می‏دهد که هرگز منظور درختی شبیه آنچه در زمین می‏بینیم نبود ، بلکه اشاره به سایبان عظیمی است در جوار قرب رحمت حق که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح می‏کنند و امتهائی از نیکان و پاکان در سایه آن قرار دارند. [۲]

در حدیثى از پیامبر اسلام نقل شده است: «رایت على کل ورقة من اوراقها ملکا قائما یسبح اللَّه تعالى» من بر هر یک از برگ‌هاى آن فرشته‌‏اى دیدم که ایستاده بود و خداوند را تسبیح می‌کرد

در حدیث دیگر امام ششم شیعیان از پیامبر اسلام نقل کردند: «انتهیت الى سدرة المنتهى ، و اذا الورقة منها تظل امة من الامم» من به سدرة المنتهى رسیدم و دیدم در سایه‌ی هر برگى از آن امتى قرار گرفته‌‏اند

در ادبیات فارسی

عطار نیشابوری
چو سوی سدره بیرون تاخت احمد
ز ذات دوست سر افروخت احمد

حافظ
که‌ای بلند نظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است