وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
And this worldly life is not but diversion and amusement. And indeed, the home of the Hereafter - that is the [eternal] life, if only they knew...
-The Noble Quran Surah Al-Ankabut [29:64]




THE ADVENTURES OF SHIRZAD AND HIS MAGICAL SWORD

To Be Continued...






Once upon a time, there was a Persian Prince, who was a Musician, who had travelled the whole world, saw many places, learned many things and then came back to the beautiful ancient land of Persia. While in Iran he spent his time reading many books (ساقی نامه، طربنامه، رقصنامه، پادشاه نامه، قلندرنامه، شاهنامه, فتوت نامه، صوفینامه), One after another as he reads each book each scene below depicts one of the books he was reading...

On the last day he suddenly asked himself what is my story, who am I? and what is my book and my lifes story? A Book Gets Shut and The Movie Ends...

SEQUEL: he set out on a journey with his sword & instruments on a eternal quest to find out WHAT IS WRITTEN IN HIS BOOK? This Is The Adventures of Shirzad and His Magical Sword!

•- Opening Scene travelling on the road (جاده) with commentary setting the narritive. - With Horizen Soundtrack (Roham) - سفرنامه While commentary sets the narative of the story...

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم

•- Reading Quran Scene - With 99 Beautiful Names (Dubistan) soundtrack!

قومی متفکرند در مذهب و دین
جمعی متحیرند در شک و یقین
ناگاه برآورد منادی ز کمین
که ای بی خبران راه نه آنست و نه این



•- Shamshir Bazi Jeloyeh Borj Toghrol in Rey! - فتوت نامه و کفرنامه - الله علم

برو طواف دلی کن که کعبه خود سنگ است، که آن خلیل بنا کرد و این خدای خلیل

•- Scene in Cemetary (Qabrestan) - قلندرنامه

قلندر آن بود کز هر دو عالم
سر مویی نباشد در دلش غم
زر و سیم و هوی و شهوت و آز
نکونامی و جاه و نعمت و ناز
براندازد به عشق ما بیکبار
نماند در دلش جز یاد جبار
بگویم با تو یک معنی دیگر
قلندر پنج حرفست ای برادر
یکی قاف و یکی لام و یکی نون
یکی دال و یکی رای همایون
از اینها هر یکی را معنی هست
که آنها بر قلندر عین فرضست
که هر یک را بشرط خود بداند
زلوح معرفت نقشش بخواند
قلندر را همین پنج است آیین
که کردستیم از بهر تو تعیین
قناعت پس لطافت پس ندامت
دیانت پس ریاضت در سلامت
سیاحت اختیار سالکان است
کمال اهل معنی اند آن است
سیاحت مرد را معمور سازد
وگر ظلمت ببیند نور سازد
زمانی گرد آن کشور برآمد
پس آنگاهی بگورستان درآمد
بگشت او هر طرف تا دید جایی
خراب اندر خراب آمد به جایی
در آنجا رفت و چشم از خلق بر بست
میان گورها آسوده بنشست








•- Play with Sword and Film at Al-Ukhaidir Fortress. (Iraq 40 km south of Karbala) - اقبال نامه

ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼ
ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼ
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ
ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ



•- Kheymeh Zadan dar Sahra ba Farsh-e-Ghermez va Raghs. (In Ordibehesht) - طربنامه

می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین؛ دین من است؛
گفتم به عروسِ دَهْر: که ابین تو چیست؟
گفتا: - دلِ خرّمِ تو که ابینِ من است

•- Raghs-e-Chaghoo (بنی آدم اعضای یکدیگرند) and Cow Tongue. (Scouting \ Need good location) - سیاست نامه

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به‌درد آورَد روزگار
دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

•- Donavazi Tar o Tonbak dar Emarat e Ghajari ba Kot va Shalvar va Kerevat. (Scouting \ Need good location) - قابوس نامه

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم

•- Doroshkeh (Kaleskeh) Savari ba Shamshir. Very Royaly Seated in the Carriage Scene, Dressed in Black Qajar Style. (Scouting \ Need good location) - شاهنشاه نامه

رفتند کیان و دین پرستان
دادند جهان به زیر دستان
این قوم کیان و آن کیانند
بر جای کیان نگر کیانند

•- RAGHS TANHA DAR EMARAT E QAJARI (HARAMSARAIYEE) - (Need Dancer) - پندنامه - همه عالم در رقص است، به رقص آ

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ
چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر! به رقص آ
ای شاه ِ عشق‌پرور مانند ِ شیر ِ مادر
ای شیر! جوش‌در رو. جان ِ پدر به رقص آ
چوگان ِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی
از پا و سر بریدی. بی‌پا و سر به رقص آ
تیغی به دست، خونی. آمد مرا که: چونی؟
گفتم بیا که خیر است! گفتا: نه! شر! به رقص آ
از عشق، تاج‌داران در چرخ ِ او چو باران
آن جا قبا چه باشد؟ ای خوش کمر به رقص آ
ای مست ِ هست گشته! بر تو فنا نبشته.
رقعه‌ی فنا رسیده. بهر ِ سفر به رقص آ
در دست، جام ِ باده آمد بُت‌ام پیاده
گر نیستی تو ماده، ز آن شاه ِ نر به رقص آ
پایان ِ جنگ آمد. آواز ِ چنگ آمد
یوسف زِ چاه آمد. ای بی‌هنر! به رقص آ
تا چند وعده باشد؟ و این سَر به سجده باشد؟
هجر اَم ببُرده باشد رنگ و اثر؟ به رقص آ
کی باشد آن زمانی، گوید مرا فلانی:
ک‌ای بی‌خبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ
طاووس ِ ما درآید و آن رنگ‌ها برآید
با مرغ ِ جان سراید: بی‌بال و پر به رقص آ
کور و کران ِ عالَم، دید از مسیح، مرهم
گفته مسیح ِ مریم: ک‌ای کور و کر! به رقص آ
مخدوم، شمس ِ دین است. تبریز رشک ِ چین است
اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

•- Mahfil e Bazm o Tarab ba Divan o Pariyan (Very Surreal Cinematics \ Need Costumes and Actors) - دیونامه و پری نامه

بود آيا که در ميکده ها بگشايند
گره از کار فروبسته ما بگشايند
اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند
دل قوي دار که از بهر خدا بگشايند
به صفاي دل رندان صبوحي زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند
نامه تعزيت دختر رز بنويسيد
تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشايند
گيسوي چنگ ببريد به مرگ مي ناب
تا حريفان همه خون از مژه ها بگشايند
در ميخانه ببستند خدايا مپسند
که در خانه تزوير و ريا بگشايند
حافظ اين خرقه که داري تو ببيني فردا
که چه زنار ز زيرش به دغا بگشايند

•- Mahfil e Bazm Shahaneh (This is going to be a very big production) - پادشاهنامه

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست






•- Shamshir Bazi dar koocheh bagh ghadimi ba Tasvir bardari e Khafan - Fight Scene - (Need to Scout and Check, this could happen much sooner than thought.) - فرنگ نامه

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
ره‌ی هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریه‌ی نیمه شب و خنده‌ی مستانه یکیست
گر زمن پرسی از آن لطف که من می‌دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکیست
هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس عاقل و دیوانه یکیست
عشق آتش بود و خانه ‌خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست
گر به سر حد جنونت ببرد عشق
بی‌وفـایی و وفاداری جانانه یکیست

•- Raghs o Mehmooni Sexy (Modern) ba tar o tonbak. (Need to Scout and Check, this could happen much sooner than thought.) - شهوت نامه

پدر گفتش زهی شهوت پرستی
که از شهوت پرستی مست مستی
دل مردی که قید فرج باشد
همه نقد وجودش خرج باشد
ولی هر زن که او مردانه آمد
ازین شهوت بکل بیگانه آمد
چنان کان زن که از شوهر جدا شد
سر مردان درگاه خدا شد

•- Donavazi Tar o Tonbak in a very Chic place (Modern). (Need to Scout and Check, this could happen much sooner than thought.) - تاج نامه

•- Sufi Whirling Ceremony - With (Rain of Blessings HU) Dubistan soundtrack! - صوفی نامه

چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمیدانم
نه ترسا نه یهودم من نه گبر و نه مسلمانم
نه شرقیم نه غربیم نه بریم نه بحریم
نه از ارکان طبیعیم نه از افلاک گردانم
نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم
نه از ملک عراقیم نه از خاک خراسانم
نه از خاکم نه از آبم نه از بادم نه از آتش
نه از عرشم نه از فرشم نه ازکونم نه از کانم
نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ
نه از آدم نه از حوا نه از فـردوس رضـوانم
مـكانم لامـكان بـاشد نشانم بي نشـان باشد
نه تن باشد نه جان باشد كه من از جان جانانم
دوئي از خود برون كردم يكي ديدم دو عالم را
يـكي جويم يكي گويم يكي دانم يكي خوانم
هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن
بـغير از هو و يـا من هو چيزئ دگر نمي دانم

•- Horse Riding (چهارنعل تاختن) with (Shamshir and Shotgun) - With Hu Hay (Dubistan) soundtrack! - وحدت نامه

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

•- Passionate Love Making Scene (SEX) - Very Sensual & Playful (Royal Sex in a Middle Eastern Palace) or Something Similiar - With (Variations on Bansuri, Tombak & Daf) soundtrack! Filmed in India. - عشاق نامه

دویی از خود برون کردم
یکی دیدم دو عالم را
یکی جویم ، یکی گویم
یکی دانم، یکی خوانم


آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن

•- Meykhooneh Scene - Drinking in the tavern of ruin, getting drunk, dreaming of his lover

یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
یکدم وصال آن مه خوبانم آرزوست
در خلوتی چنان، که نگنجد کسی در آن
یکبار خلوت خوش جانانم آرزوست
من رفته از میانه و او در کنار من
با آن نگار عیش بدینسانم آرزوست
جانا، ز آرزوی تو جانم به لب رسید
بنمای رخ، که قوت دل و جانم آرزوست
گر بوسه‌ای از آن لب شیرین طلب کنم
طیره مشو، که چشمهٔ حیوانم آرزوست
یک بار بوسه‌ای ز لب تو ربوده‌ام
یک بار دیگر آن شکرستانم آرزوست
ور لحظه‌ای به کوی تو ناگاه بگذرم
عیبم مکن، که روضهٔ رضوانم آرزوست
وز روی آن که رونق خوبان ز روی توست
دایم نظارهٔ رخ خوبانم آرزوست
بر بوی آن که بوی تو دارد نسیم گل
پیوسته بوی باغ و گلستانم آرزوست
سودای تو خوش است و وصال تو خوشتر است
خوشتر ازین و آن چه بود؟ آنم آرزوست
ایمان و کفر من همه رخسار و زلف توست
در بند کفر مانده و ایمانم آرزوست
درد دل عراقی و درمان من تویی
از درد بس ملولم و درمانم آرزوست

•- Tragic Scene i.e. Shahnameh: [ROSTAM & SOHRAB] Like (Death Scene) - With SERAPHIM (Descension) soundtrack! - شاهنامه

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامکار
اگر بفکنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا، چه راغ
نگر تا تو دیوار او نفکنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
کزان پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین آختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشه بد مَنه در میان
هوا خوشگوار و زمین پرنگار
تو گفتی به تیر اندر آمد بهار
همه سر به سر، دست نیکی بَرید
جهانِ جهان را به بد مسپرید
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود
کَنام پلنگان و شیران شود
ز ضحاک شد تخت شاهی تُهی
سر آمد بر او روزگار مِهی
چنین است کردگار گردان سپهر
گهی درد پیش آردت، گاه مهر
به کام تو گردد سپهر بلند
دلت شاد بادا تنت بی گزند
چنین روز روزت فزون باد بخت
بداندیشگان را نگون باد بخت
بیا تا همه دست نیکی بریم
جهانِ جهان را به بد مسپریم
وزین پس بر آن کس کنید آفرین
که از داد آباد دارد زمین
بسازید و از داد باشید شاد
تن آسان و از کین مَگیرید یاد
کسی باشد از بخت پیروز و شاد
که باشد همیشه دلش پر ز داد

•- First he hears about the fountain of youth:

قصه جام جم بسی شنوی
اندر آن بیش و کم بسی شنوی
به یقین دان که جام جم دل توست
مستقر سرور و غم دل توست
چون تمنا کنی جهان دیدن
جمله اشیاء در آن توان دیدن


•- Finding and Drinking from the fountain of youth, Jam-e-Jam:


نشسته بود كيخسرو چو جمشيد
نهاده جام جم در پيش خورشيد
نگه می‌کرد سرّ هفت کشور
وز آنجا شد به سَیر هفت اختر
نماند از نیک و بد چیزی نهانش
که نه درجام جم می‌شد عیانش
اگر خواهی تو نقش جاودان یافت
چنان نقشی به بی نقشی توان یافت
کنون گر همچو ما خواهی چو ما شو
بترک خود بگو از خود فنا شو
حصاری از فنا باید درین کوی
وگرنه بر تو زخم آید ز هر سوی
چو کیخسرو ازان راز آگهی یافت
ز ملک خویش دست خود تهی یافت
یقینش شد که ملکش جز فنا نیست
که در دنیا بقا را هم بقا نیست


•- Talking & Taunting the Ants

The Man Says to the Ant:

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد


کس پیش تو دم ز زور و بازو نزند
کو آن که برابر تو زانو نزند
چنین گفت رستم به اسفندیار
که کردار ماند ز ما یادگار


کنون داده باش و بشنو سخن
ازین نامبردار مرد کهن
تو آن گوی کز پادشاهان سزاست
نگوید سخن پادشا جز که راست


چو من زین زرین نهم بر سپاه
به سر بر نهم خسروانی کلاه
به نیزه ز اسپت نهم بر زمین
ازان پس نه پرخاش جویی نه کین


The Ant Says to the Man:


با قوت پيل، مور مي بايد بود
با ملك دو كون، عور مي بايد بود
وین طرفه نگر که عیب هر آدمی یی
میباید دید و کور میباید بود


گر بر سر نفس خود اميري مردي
گر بردگري خرده نگيري مردي
مردي نبود فتاده را پاي زدن
گردست فتاده اي بگيري مردي


میازار موری که دانه‌کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
سیاه اندرون باشد و سنگدل
که خواهد که موری شود تنگدل
مزن بر سر ناتوان دست زور
که روزی به پایش در افتی چو مور
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
نبخشود بر حال پروانه شمع
نگه کن که چون سوخت در پیش جمع
ز تو ناتوان تر بسی است
تواناتر از تو هم آخر کسی است


The Man Replies Crying to the Ant:


گفت من تيغ از پي حق مي زنم
بنده حقم نه مامور تنم
شير حقم نيستم شير هوا
فعل من بر دين من باشد گوا
ما رميت اذ رميتم در حراب
من چو تيغم وان زننده آفتاب
رخت خود را من ز ره بر داشتم
غير حق را من عدم انگاشتم
سايه اي ام کدخدام آفتاب
حاجبم من نيستم او را حجاب
من چو تيغم پر گهرهاي وصال
زنده گردانم نه کشته در قتال
خون نپوشد گوهر تيغ مرا
باد از جا کي برد ميغ مرا


هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوامِ ما


•- Battle Scene (لشگر با لشگر - صحنه جنگ)

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
کمک زغیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشاره توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی


یا رسول الله سلطان النبیا
یا امیر المومنین ولی الله
یا سیدالشهدا یا اباالاحرار


سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سرِ بریده می‌ترسانی؟
ما گر ز سرِ بریده می‌ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم


نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ۗ


یا ما سرخصم را بکوبیم به سنگ
یا او تن ما ز دار سازد آونگ
القصه در این زمانه ی پر نیرنگ
یک کشته به نام به ز صد زنده به ننگ


یا مفتح الابواب
لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَيفَ اِلاّ ذُو الفَقار
یا حیدر کرار


•- Bow And Arrow (صحنه تیر و کمان) - Last Scene before Closing the Book to Contemplate His Own Lifes Story


از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود


چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
بزرگان که از تخم آرش بدند
سبکبار و جنگی و چابک بدند
از آن زخم آن پهلو آتشی
که سامیش گرزست و تیر آرشی
دو فرزند او هم گرفتار شد
برو تخمهٔ آرشی خوار شد
جوان بی‌هنر سخت ناخوش بود
اگر چند فرزند آرش بود


LAST SCENE - زندگینامه

On the last day he suddenly asked himself what is my story, who am I? and what is my book and my lifes story? A Book Gets Shut and The Movie Ends...

پایان



*** All the above needs my own custom made soundtracks. Music should sound like "Movie Soundtracks" i.e. Prince of Persia Theme: it also incorporates Persian instrumentation and scales with traditional Western harmonies. This is a major new genre to work in. Might need formal education, need to check into virtual orchestras to compose myself. For meantime can use some older music of mine which is electronica fusion.

Insha'Allah! Ameen Ya Rabul Alameen Asalalu Aleykom va Rahmatu-Allah o Barakatu-Hu

Ameen Ya Rabul Alameen!